حسين
حسین آرمان است و کربلا آرمان شهر
آیا تا به حال از خود پرسیده ایم که آرمان های حسین چیست و چه بوده است؟
آیا تا به حال که زیر بیرق حسین(ع) اشکها ریخته ایم و عزاداری ها کرده ایم به آرمان حسین(ع) پی برده ایم؟
و هزاران سوال از این دست که به ما نشان میدهد که چرا؟
چرا ما در میان ائمه اطهار ارادت بیشتری نسبت به امام سوم یعنی امام حسین (ع) داریم؟
آیا حسین(ع) یک شخص است یا نماد یک گروه و خاندان است؟
آیا کربلا جایی است که حسین(ع) در آنجا مدفون است یا معنای دیگری در بطن خود دارد؟
آیا می توان از همه این مطالب به سادگی و گذرا عبور کرد؟
حسین جان
بزرگ ترین آرمان زندگی ام تو بودی " بزرگترین الگو و هدف تو بودی
در کودکی زمانی که تو را شناختم برایت عزاداری می کردم و پندارم این بود که به عزاداری ام
احتیاج داری اما چه افسوس که این خیالی باطل بود.
گذشت و گذشت و گذشت تا به حال رسیدیم.و با گذشت این زمان آرمان های من هم تغییر کرد.
در طول این زمان حسین همیشه بعد جدیدی از آرمان خود به من نشان می داد.
روی جدیدی که به من نشان داده " حق است و حقیقت .
حسین جان
چگونه ممکن است که خود و خانواده ات را دانسته به کام مرگ ببری"آخر این چه قدرتی است که
خداوند به تو عنایت داشته و این چه آرمانی بزرگ بوده آنان نیز با جان و دل پذیرا شدند؟
زمانی آرمانت عدل
زمانی دیگر حفظ دین
و زمانی بیداری امت . . .
اما اکنون خودت آرمانی" اندیشه ها و سیره زندگی ات آرمان من است.
حسین جان
تو نمونه ای کامل از پدرت علی (ع) و برادرت حسن (ع) هستی و امامان بعد تو نیز نمونه ای کامل
از تو هستند.
ما به آرمان های تو معتقدیم.ما نیز معتقدیم که ظلم ظالم نباید باشد" ما نیز معتقدیم که اسلام حق است" ما نیز معتقدیم که شهادت عزتی است ابدی.
حسین جان
می بینی جامعه ای که برایش تلاش کردی و برای آن جان دادی چگونه شده است؟
ای رهبر و ولی ما
امت کوفه را که آنگونه عهد خود را شکستند و در برابرت ایستادند مشاهده کردی
و قیام مختار را هم حتما مشاهده کردی؟؟؟
ما همان امت هستیم با این تفاوت " زمانی که آرمانت به سود ما باشد با تو هستیم و در غیر این صورت علیه تو هستیم.
حسین جان " تو آرمانی" هدفی" بالا و والا .
من بزرگی می خواهم که چون تو باشد .
بزرگ مرد / آزاد اندیش / متفکر / آینده نگر / عالم و . . . اما در عین حال متواضع و فروتن و دین دار .
ما به اجدادت و تو و فرزندانت معتقدیم و شهادت میدهیم همانگونه که محمد (ص) رسول خدا " علی (ع) ولی خداست تو و نوادگانت ولی و حجت خدا هستید.
می خواهم در جایی که زندگی می کنم عدل باشد . بزرگی باشد . عدالت علی " دور اندیشی حسن " عزتمند بودن تو و علم صادق (ع) جریان داشته باشد.
شهری می خواهم خالی از هرگونه فساد / ریا / تزویر / دروغ و هزاران کارهایی که هم از دید اسلام و هم از دید عقل نا پسند است.
کربلایت آرمان شهر و شهر آرمان های من است.
کربلایی میخواهم که در آن فقر مادی و فرهنگی / قدرت طلبی / ریا / تزویر . . . وجود نداشته باشد.
کربلایی شهر آرمانهای من است که در آن عدالت / تفکر / فرهنگ ایثار و شهادت / اصول و سیره شهدا جاری باشد.
حسین جان
عهدی دوباره با تو می بندیم و قسم می خوریم که از اصول و آرمانهایت پیروی کرده و آنها را به اجرا گذاشته و در اجرای آن ساعی و کوشا باشیم.
حسین جان ای بزرگ آرمان زندگی من
من تو را نماینده خاندانت پنداشته و عهدم را با همه خاندانت بسته ام.
مگر تو در برابر ظلم ایستادگی نکردی؟
مگر تو به احیای امر به معروف و نهی از منکر نپرداختی؟
مگر تو مروج فرهنگ ایثار و شهادت نبودی؟
مگر من و دوستانم در زیر لوای تو به موفقیت نرسیدیم؟
حسین جان
نمی توانم ببینم جایی و مکانی که از توجهات تو به من و دوستانم عزت و آبرو و شرف داده در جنگ قدرت بسوزد و از بین برود .
نمی توانم کسانی را تحمل کنم که از ریاست حسین (ع) میزنند اما وقتی پای منافع به میان می آید خود را رئیس و مدیر میدانند.
متنفرم از مدعیان دروغینی که می گویند خودت افراد را به مراسماتت دعوت می کنی و خودت هم بیرون می کنی اما در عمل به اخراج افراد از هیئت پرداخته اند.
من کم کم دچار شک شده ام . جای تو و دیگران را اشتباه می بینم.
متنفرم از کسانی که می خواهند تفکرات خود را به جای تفکرات تو به مردم غالب کنند.
حسین جان من پارادوکس و تناقض را در رفتار و اعمالشان مشاهده می کنم .
اگر آرمان های تو اینگونه بود من آنها را نمی خواهم و عطایش را به لقایش میبخشم .
نمی دانم تو و آرمانت را باور کنم یا مدعیانی را که تو و آرمانت را لقلقه زبان کرده اما در عمل چیزی دیگرند؟؟؟
حسین جان پیمانی دوباره با تو و خاندانت می بندم و میگویم راه شما راه ما و گفتار شما گفتار
ماست.
حسین جان خودت بر پا داشتی و خودت هم حفظ می کنی .
حسین آرمانم تویی و کربلایت هم آرمان شهر
دچـــار یعنی عاشق!!