تبليغاتX
من و تو
دچـــار یعنی عاشق!!
و فکر کن که چه تنهاست
اگرکه ماهی کوچک
دچار دریای بی کران باشد
دچـــار باید بود ...
وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد
و عشــــــق صدای فاصله هاست ...
فاصله هایی که غرق ابهامند ...
«سهراب»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام به همه دوستای خوبم. خوشحالم که اومدید اینجا. اميدوارم همتون خوب باشيد.
هدفمون از این وبلاگ اینه که یه فرصتی پیش بیاد تا توی این فضای مجازی باهم باشیم.
مارو از نظرای ارزشمندتون محروم نکنید.
هرکس مایل به تبادل لینک بود فقط بگه با چه اسمی بلینکمش.
اگرم قابل دونستید؛ مارو با عنوان وبلاگمون لینک کنید.
Google

در اين وبلاگ
در کل اينترنت

موقعیت جغرافیایی شما

فاصله تصور تا واقعیت‎ !!!!

:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: طنز، سرگرمي
نویسنده : حامی
بدون شرح!!!

:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: طنز، سرگرمي
نویسنده : حامی
مبارزه وحشتناک و خونین!

مبارزه ای وحشتناک و خونین در تکواندو

.

.

.

.

:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: طنز، سرگرمي
نویسنده : حامی
اعترافات تکان دهنده 3
سر سفره تو بطري نوشابه دوغ بود
به بابام گير دادم كه نيگا دوغ نوشيدني اصيل ايرانيه بعد تحت ليسانس پيپسي پر ميكنن
گفتش: ننت ريخته دوغو تو بطري پيپسي!!!

:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: طنز، سرگرمي
نویسنده : حامی
اعترافات تکان دهنده 2
عتراف میکنم وقتی کوچیک بودم
مخصوصا بازی های فوتبال
همیشه فکر میکردم {زنده}یعنی همه زنده و سرحالن
وقتی هم بازیکنی زمین میخورد همش نگران بودم نکنه بنویسه مرده
کلی غصه میخوردم

:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: طنز، سرگرمي
نویسنده : حامی
آزادی بیان

فردریک کبیر ،که از سال ۱۷۴۰ تا ۱۷۸۶ بر کشور آلمان حکومت می کرد
معتقد به آزادی اندیشه بود و رشد فکری مردم را در گرو آن می دانست.

:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: کاربردي
نویسنده : حامی
اعترافات تکان دهنده
اعتراف میکنم ...
بچه که بودم همیشه دلم میخواس یه جوری داداش کوچیکمو سر به نیس کنم!
رفتم بقالی مرگ موش بگیرم آقاهه که میدونس چه فسقل مشنگیم بجاش آرد بهم داد
منم ریختم تو قابلمه نهار! سر سفره وقتی همه شروع کردن به خوردن یهو گریه‌ام گرفت!
با چشای خیس تا ته غذامو خوردم ک همه با هم بمیریم!!!!

:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: طنز، سرگرمي
نویسنده : حامی
تو...

آنقدر دوستت دارم که هرچه بخواهی همان را بخواهم

اگر بروی شادم

اگر بمانی شادترم

تو را شادتر میخواهم

با من یا بی من

بی من اما

شادتر اگر باشی

کمی

-  فقط کمی –

ناشادم

و این همان عشق است

عشق همین تفاوت است

همین تفاوت که به مویی بسته است

و چه بهتر که به موی تو بسته  باشد

خواستن تو تنها یک مرز دارد

و آن نخواستن توست

و فقط یک مرز دیگر

و آن آزادی توست

تو را آزاد میخواهم...

:: موضوعات مرتبط: ادبي عرفاني
نویسنده : عسل
" زن "
زن عشق میکارد و کینه درو میکند

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر

میتواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهارهمسر هستی

برای ازدواجش - در هر سنی – اجازه ولی لازم است

و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی

در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو...

:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: ادبي عرفاني
نویسنده : عسل
عاقبت خيانت در رفاقت
دو نفر به اسم محمود و مسعود باهم رفاقتي ديرينه داشتن، تا جايي كه مردم فكر ميكردن اين دو نفر باهم برادرند. روزي روزگاري مسعود نقشه گنجي رو به محمود نشان داد و با هم تصميم گرفتن كه به دنبال گنج برن.

:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: طنز
نویسنده : حامی
فروتني فرياپت
اردوان (سومين پادشاه اشكاني و فرزند تيرداد يكم) پادشاه ايران از بستر بيماري برخواسته بود با تني چند از نزديكان ، كاخ فرمانروايي را ترك گفت و در ميان مردم قدمي مي زد .

:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: سرگرمي، کاربردي
نویسنده : حامی
زندگی شیرینتر
کلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند که به زندگی مان شکل می دهند. ما می توانیم با استفاده از کلمه ها و اصطلاح های مثبت ، انرژی مثبت را بین همه پخش کنیم.برای مثال ما می تونیم از جایگزین های زیر در صحبت هایمون استفاده کنیم :
:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، کاربردي
نویسنده : حامی
بـبوسیـدش‎
بـبوسیـدش .. حتما ً قبـل ِ خواب ب ِ بـوسیـدش!
حتی اگه با هم دعـوای ِ بـدی کرده باشیـد .. حتی اگه بهتـون گفته باشه از این زنـدگی ِ کوفتـی خسته شـده .. حتی اگه برچسـب ِ ” بد اخـلاق ” بهـتون چسبـونده باشه !

ببوسیـدش .. حتی اگه بهتـون گیر ِ بیخـود داده باشه .. گفته باشه از لباسـی که شما عاشقشین متنفـره ! .. نفهمیـده باشه شما موهـاتون رو مِش کردین !

:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: کاربردي
نویسنده : حامی
چرا ديه زن نصف مرد شده؟

زنی رو به خدا کرد و گفت: خدا يا! چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟

خداوند مهربانانه فرمود: بنده ی من!

اگر با کشتن، تو را از شوهرت بستانند،

به او چهل و پنج میلیون می رسد،

ولی اگر او را بکشند تو صاحب نود میلیون می شوی.

زن خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر !!

:: موضوعات مرتبط: طنز، سرگرمي، کاربردي
:: برچسب‌ها: ديه زن نصف مرد
نویسنده : حامی
فصل امتحان
ای تودهن هرچی استاده نامرده که به خاطر لجبازی وعداوت شخصی با مدیر گروه امروز از ما بدبختا یک امتحانی گرفت که اون سرش ناپیدا. خب یکی نیست بهش بگه آخه آدمه ناحسابی چرا دقه دلیتو سر دانشجوی بدبخت خالی میکنی؟! یعنی امتحان قلب و سی سی یو که باید انواع بیماریهارو روی نوار قلب مریض تشخیص میدادیم به اندازه این درس عمومی بی ارزش سخت نبود!!! قیافه بچه ها وقتی ازجلسه میومدن بیرون دیدنی بود!! پسرا قرمزی گوشاشون مشخصتر بود و دخترا قرمزی گونه هاشون!! منکه خودم اصلا داغیه وقرمزی لپامو بادستای سردم حس میکردم!!! فقط خدا به همه ماها رحم کنه وبس...
:: موضوعات مرتبط: کاربردي
نویسنده : عسل
نامه ایی به خدا
این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان ناصرالدین شاه

طلبه ای در مدرسه مروی تهران بود و از آن طلبه های فقیر بود. آن قدر فقیر بود ...

:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: سرگرمي، کاربردي
:: برچسب‌ها: نامه ایی به خدا
نویسنده : حامی
آموزش جالب
براي ديدن عکس از يه آموزش خيلي جالب براي بچه ها، به ادامه مطلب بريد.
:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: طنز، سرگرمي، کاربردي
نویسنده : حامی
تولد يک سالگي وبلاگ مبارک
يکسال گذشت، به همين زودي.....

و آنگاه که به خود مي آييم، جز خاطرات تلخ و شيرين گذشته چيزي باقي نمانده است.....

نویسنده : حامی
خوش خیال كاغذی
دستمال كاغذی به اشك گفت:
قطره قطره‌ات طلاست
یك كم از طلای خود حراج می‌كنی؟
عاشقم
با من ازدواج می‌كنی؟
اشك گفت:
ازدواج اشك و دستمالِ كاغذی!
تو چقدر ساده‌ای
خوش خیال كاغذی!
توی ازدواج ما
تو مچاله می‌شوی
چرك می‌شوی و تكه‌ای زباله می‌شوی
پس برو و بی‌خیال باش
عاشقی كجاست!
تو فقط
دستمال باش!
دستمال كاغذی، دلش شكست
گوشه‌ای كنار جعبه‌اش نشست
گریه كرد و گریه كرد و گریه كرد
در تن سفید و نازكش دوید
خونِ درد
آخرش، دستمال كاغذی مچاله شد
مثل تكه‌ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرك و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاك بود و عاشق و زلال
او
با تمام دستمال‌های كاغذی
فرق داشت
چون كه در میان قلب خود
دانه‌های اشك كاشت.
:: موضوعات مرتبط: ادبي عرفاني
نویسنده : حامی
واین آغاز انسان بود
از بهشت که بیرون آمد، دارایی اش فقط یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود و مکافات این وسوسه هبوط بود.

:: ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط: ادبي عرفاني
نویسنده : حامی
آخرین عنوان های مطالب